درون بند ماندم و در زنجیرxa0 و در اوج سیاهی غرق در چاه! ولی هرروز، امیدوار... کجایی ای امید عالم و آدم؟...
تقویمی هم در کار نبود از ریختن برگ برگ دل آمدن پاییز را می دیدم ؛ می بینم... ...